شمارهٔ ۱۷
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
دل ترک عشق آن بت دلجو نمی کند
من ترک عشق می کنم و او نمی کند
بر دیده ام نشین نفسی زآن که باغبان
بی سرو لذتی ز لب جو نمی کند
مایل به دیگران شود از منع من بلی
بی یاد نخل میل به هرسو نمی کند
بی عشق حسن را نبود قدر و قیمتی
خار از گلی به است کو کس بو نمی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş