شمارهٔ ۵۹
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
تو چون هرگز غمی از خاطرم بیرون نمی کردی
دریغا دم به دم درد و غمم افزون نمی کردی
مصیبت های پی در پی دمادم گریه می خواهد
چه می کردم اگر هردم دلم را خون نمی کردی
مگو حسنی ندارم من مکن خورشید را پنهان
اگر لیلی نمی بودی مرا مجنون نمی کردی
تو می گفتی سگی از آستان خویش خواهم کرد
چرا امیدوارم می نمودی چون نمی کردی
ز رنگ زرد رازم فاش می شد گر به خون دل
دمادم چهره ام از خون اگر گلگون نمی کردی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş