شمارهٔ ۳۰
ا ادیب الممالک فراهانی
0
Altın Yaprak
تا ساقی میخوارگان در جام صهبا ریخته
خون دل خم در قدح از چشم مینا ریخته
در سینه سیم سپید آکنده زر جعفری
در دیده الماس تر یاقوت حمرا ریخته
این باده را ترکی عجب در ماه شعبان و رجب
افشرده از حلق عنب در خم ترسا ریخته
آید حبابش در نظر مانند مروارید تر
بر سطحی از لعل و گهر بهر تماشا ریخته
نی همچو ماری جان گزا گشته به افسون آشنا
نافش دریده چند جا دندانش یک جا ریخته
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş