شمارهٔ ۵۷
ا ادیب الممالک فراهانی
0
Altın Yaprak
سپه را گاه زاری بر سپهسالار اعظم شد
که از سوگش دل شه خسته و پشت سپه خم شد
نه یک تن کم شد از ایران که مانا صد هزاران تن
که هر یک بر هزاران تن فزود اندر هنر گم شد
بنال ای چرخ بازاری و کن اشک از بصر جاری
که از مرگ برادر داغ بر دل صدر اعظم شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş