شمارهٔ ۱۲۸۲
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
هان ای خضر که آب بقا نوش کرده ای
یاران تشنه را چه فراموش کرده ای
گوش رضا به حال محبان نمی نهی
گویا ز دشمنان سخنی گوش کرده ای
چون صاف عیش مردم هشیار داده
مارا ز درد هجر چه مدهوش کرده ای
گر ناله ای کند دل بدخو ز جور تو
او را گناه نیست تو بدخوش کرده ای
اهلی چو دور شاه علاء الدین محمد است
این جام سرخوشی ز کجا نوش کرده ای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş