شمارهٔ ۴۰۸
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
ناله من جان غم پرورد می داند که چیست
زخم دل سخت است صاحب درد می داند که چیست
مست ناز است آن بت سنگین دل فارغ ز عشق
کافرم گر آه گرم و سرد می داند که چیست
گرچه لیلی همچو مجنون چاشنی از عشق یافت
عاشقی لیلی چه داند مرد می داند که چیست
موجب وصل طبیب ماست روی زرد ما
خسته دل قدر روی زرد می داند که چیست
قدر اهلی را که می داند که گرد راه اوست
او که گرد انگیخت هم در گرد می داند که چیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş