شمارهٔ ۴۲۹
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
چو خستگان ز درد دل گشاد می یابند
ز نامرادی از این در مراد می یابند
ز باغ روی تو عشاق گل کجا چینند
همین بس است که بویی ز باد می یابند
ببین به گوشه چشمی که کشتگان غمت
بدین قدر دل خود از تو شاد می یابند
بتان شهر به بازار حسنت ای یوسف
متاع خوبی خود را کساد می یابند
ز سگ کمند رقیبان بی ادب زان روی
که از سگان تو خود را زیاد می یابند
به کین اهلی از آن رو همیشه اند افلاک
که داغ مهر تواش در نهاد می یابند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş