شمارهٔ ۱۹۰

ا اثیر اخسیکتی
0 금빛 잎
ای بنده ی لب تو لب آبدار می گلگونه کرده عکس رخت بر عذار می تخت هوس نهاده رخت بر بساط گل رخت خرد فکنده لبت در جوار می چون صبح جامه چاک زده غنچه حباب پیش نسیم زلف تو بر جویبار می در هم شکن شماری ز نگاری فلک چون از فتنه موج برآرد بحار می عالم سیاه گردان بر ذوالخمار غم دست طرب چو لعل کند ذوالفقار می بگرفت ملک شادی و برداشت رسم غم اینست کمترین اثر گیر و دار می

이 시의 번역 추가 ·

이 시에 점수 주기

아직 점수가 없습니다

별을 눌러 1에서 10까지 점수를 주세요

댓글

댓글을 쓰려면 로그인해야 합니다.

로그인

이 시에는 아직 댓글이 없습니다. 첫 사람이 되어 주세요.

더 나은 읽기를 드리려고 쿠키를 씁니다. 당신의 자료는 GDPR과 튀르키예 개인정보 보호법에 따라 다뤄집니다. 어떤 쿠키를 허락할지는 언제든 바꿀 수 있습니다.