شمارهٔ ۲۴
ا اثیر اخسیکتی
0
Altın Yaprak
ازفلک آن ماه کون آمده است
یا پری از پرده برون آمده است
صبر من از هیچ کم آید از آنک
حسن وی از بیش فزون آمده است
چاه نگونسار زنخدانش را
چشمه ی حیوان ز درون آمده است
آب کره بسته ببین غبغبش
گویی از آن چاه برون آمده است
دام گل و دانه جانش بهم
من چه دهم شرح که چون آمده است
مرغ دلم در همه عالم کجاست
کاو نه در آن دام زبون آمده است
آنکه شکارش چو اثیری بود
دانکه چه بر بند و فسون آمده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş