شمارهٔ ۶
ع عمعق بخاری
0
Altın Yaprak
آن سبزه که از عارض او خاسته شد
تا ظن نبری که حسن آن کاسته شد
در باغ رخش بهر تماشای دلم
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş