شمارهٔ ۱۱
ا امیر معزی نیشابوری
0
Altın Yaprak
از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد
از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد
بر دل من مهر بود مهر دلم چون شکست
بر دل من قفل بود قفل درم چون گشاد
داد من از دلبری است کاو ندهد داد من
گرچه در اوصاف او خاطر من داد داد
نازگری خوش زبان پاک بری شوخ چشم
عشوه دهی دلفریب بوالعجبی اوستاد
آن که ازو شوخ تر چشم زمانه ندید
وان که ازو خوب تر خلق زمانه نزاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş