غزل شمارهٔ ۶۰
ا انوری ابیوردی
0
Altın Yaprak
حسنت اندر جهان نمی گنجد
نامت اندر دهان نمی گنجد
راز عشقت نهان نخواهد ماند
زانکه در عقل و جان نمی گنجد
با غم تو چنان یگانه شدم
که دل اندر میان نمی گنجد
طمع وصل تو ندارم ازآنک
وعده ات در زبان نمی گنجد
آخر این روزگار چندان ماند
که دروغی در آن نمی گنجد
روی پنهان مکن که راز دلم
بیش از این در نهان نمی گنجد
گویی از نیکویی رخ چو مهم
در خم آسمان نمی گنجد
چه عجب شعر انوری را نیز
معنی اندر بیان نمی گنجد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş