شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید
ا انوری ابیوردی
0
Altın Yaprak
خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
چه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری
ندارد بنده استحقاق این چندین خداوندی
ولیکن تو خداوندا خداوندی آن داری
به مستی خارجی ها کرده ام چندان که از خجلت
نمی یارم که عذری خواهم امروزت به هشیاری
اگرچه دم نمی یارم زدن لیکن چنانک آید
به شوخی می برم در پیش تو لنگی به رهواری
به چیزی دیگر این تشریف را تشبیه نتوان کرد
حدیث مصطفی می دان و بو ایوب انصاری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş