شمارهٔ ۵۴ - عدل مزدک پایداری عشق!
ع عارف قزوینی
0
Altın Yaprak
به غیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند
بماند عشق ولیکن جهان نخواهد ماند
خزان عمر من آمد بهار عمر تو شد
بهار عمر تو هم ای جوان نخواهد ماند
به زیر سایه دیوار نیستی است سرم
رهین منت هفت آسمان نخواهد ماند
بدان که مملکت داریوش و کشور جم
به دست فتنه بیگانگان نخواهد ماند
به رنج بر ببر از من پیام کز اشراف
دگر به دوش تو بار گران نخواهد ماند
به کار باش مده وقت را ز کف من بعد
مجال و وقت به عاجزکشان نخواهد ماند
گدای کوی خرابات را بشارت ده
هم عن قریب شه کامران نخواهد ماند
بماند از پس سی قرن عدل مزدک لیک
به غیر ظلم ز نوشیروان نخواهد ماند
بگو به عارف بی خانمان خانه به دوش
که جز خدا و تو کس لامکان نخواهد ماند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş