شمارهٔ ۱۹۲
آ آشفتهٔ شیرازی
0
Altın Yaprak
زخم دل بهبود شد لعل نمک پاشی کجاست
کشت زهدم ای حریفان رند قلاشی کجاست
می کشد زاهد به ناچارم به سوی خانقاه
کو سرای می کشان و رند اوباشی کجاست
شد فزون شور جنون زنجیر زلف یار کو
ملک دل معمور شد ترک قزلباشی کجاست
گشته خون دل فزون کز چشم پالاید همی
تا بنوشد خون او را ترک جماشی کجاست
هم نشین شد غیر با یار ای عزیزان همتی
تا کشد از پای دل این خار مقاشی کجاست
ثبت کردم در درون سینه نقش مرتضی
تا نظیر او کشد آشفته نقاشی کجاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş