ع

عطار نیشابوری

4.932 poesie

0 Foglia d'Oro

poesie di عطار نیشابوری

Guida alla ricerca
Persiano

پادشاهی بود عالم زان او هفت کشور جمله در فرمان او بود در فرماندهی اسکندری قاف تا قاف جهانش لشگری…

چو سنگ و آهن افتادند درکار زهر دو آتشی آمد پدیدار درآمد سوخته کز سوز می زیست زبان بگشاد آتش گفت هین کیست…

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت که تب می گیردت مجنون عجب داشت جوابش داد آن شوریده مجنون که گر میرم کراگیرد تب اکنون

کسی پرسید از ابلیس کای شوم چو ملعونی خویشت گشت معلوم چرا لعنت چنین در جان نهادی چو گنجی در دلش پنهان نهادی…

چنین نقلست کز آحاد امت گروهی را کند بی بهره رحمت خطاب آید که ایشان را هم اکنون سوی دوزخ برید آغشته در خون…

mostrati 15 su 1.000+

Usiamo i cookie per offrirti una lettura migliore. I tuoi dati sono trattati secondo il GDPR e la legge turca sulla protezione dei dati; quali cookie permettere lo puoi cambiare quando vuoi.