بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
نازنین شوریده درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود
گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام
از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نه آگاه تو
کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود
تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş