بخش ۶ - در بیان فواید خاموشی
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
ای برادر گر تو هستی حق طلب
جز بفرمان خدا مگشای لب
گر خبر داری ز حی لایموت
بر دهان خود بنه مهر سکوت
ای پسر پند و نصیحت گوش کن
گر نجاتی بایدت خاموش کن
هر که را گفتار بسیارش بود
دل درون سینه بیمارش بود
عاقلان را پیشه خاموشی بود
پیشه جاهل فراموشی بود
خامشی از کذب و غیبت واجب است
ابله ست آن کاو بگفتن راغب است
ای برادر جز ثنای حق مگو
قول حق را از برای دق مگو
هر که در بند عبارت می شود
هرچه دارد جمله غارت می شود
دل ز پر گفتن بمیرد در بدن
گرچه گفتارش بود اندر عدن
وانکه سعی اندر فصاحت می کند
چهره دل را جراحت می کند
رو زبان را در دهان محبوس دار
وز خلایق خویش را مأیوس دار
هر که او بر عیب خود بینا شود
روح او را قوتی پیدا شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş