بخش ۱۶ - در صفت ریاضت نفس و ترک دنیا
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
گر همی خواهی که گردی سر بلند
ای پسر بر خود در راحت ببند
هر که بربست او در راحت تمام
باز شد بر وی در دار السلام
غیر حق را هر که خواهد ای پسر
کیست در عالم ازو گمراه تر
ای برادر ترک عز و جاه کن
خویش را شایسته درگاه کن
خوار گردد هر که گردد جته جوی
ای برادر قرب این درگاه جوی
عز و جاهت سوی پستی می کشد
مرا ترا بر تن پرستی می کشد
نفس در ترک هوا مسکین بود
گوشمال نفس نادان این بود
چون دلت بر یاد حق ایمن بود
نفسک اماره هم ساکن بود
هر که او را تکیه بر صانع بود
در جهان با لقمه قانع بود
اکتفا بر روزی هر روزه کن
گر نداری از خدا دریوزه کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş