گفتار عباسه دربارهٔ عشق و معرفت
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
با کسی عباسه گفت ای مرد عشق
ذره ای بر هرک تابد درد عشق
گر بود مردی زنی زاید ازو
ور زنیست ای بس که مرد آید ازو
زن ندیدی تو که از آدم بزاد
مرد نشنیدی که از مریم بزاد
تا نتابد آنچ می باید تمام
کار هرگز بر تو نگشاید مدام
چون بتابد ملک حاصل آیدت
حاصل آید هرچ در دل آیدت
ملک نیز این دان و دولت این شمر
ذره ای زین عالمی از دین شمر
گر شوی قانع به ملک این جهان
تا ابد ضایع بمانی جاودان
هست دایم سلطنت در معرفت
جهد کن تا حاصل آید این صفت
هرک مست عالم عرفان بود
بر همه خلق جهان سلطان بود
ملک عالم پیش او ملکی شود
نه فلک در بحر او فلکی شود
گر بدانندی ملوک روزگار
ذوق یک شربت ز بحر بی کنار
جمله در ماتم نشینندی ز درد
روی یک دیگر ندیدندی ز درد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş