شمارهٔ ۱۳
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت در دلم خونم سوخت
کاتش همه شب درون و بیرونم سوخت
این طرفه که آتشی که در سر دارم
چون آب ز سرگذشت افزونم سوخت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş