شمارهٔ ۱۶
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت با چنین کار درشت
تاکی دارم نهاده بر لب انگشت
آن را که به آتش است زنده که بسوخت
و آن راکه به بادی بتوان کشت که کشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş