شمارهٔ ۱۸
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
دوش آمد و گفت بی قراری شب و روز
بیکار نشسته در چکاری شب و روز
هرگز نگشایم در تو لیک بدانک
جز حلقه زدن کارنداری شب و روز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş