شمارهٔ ۲۹
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت جان نگر بر لب من
گردون به خروش آمد از یارب من
وین طرفه که روز شادیم شب خوش کرد
در آتش و سوز چون بود خود شب من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş