شمارهٔ ۳۴
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
دوش آمد و گفت هیچ آزرمت نیست
در عشق دم سرد و دل گرمت نیست
گفتم برهان مرا ز من ای همه تو
گفتا که کیی تو خویش را شرمت نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş