شمارهٔ ۴۲
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
غنچه که چو پسته لب شود خندانش
از کم عمری بر لبش آمد جانش
چون نیست به جز نیست شدن درمانش
خون میبچکد به درد از پیکانش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş