شمارهٔ ۶۲
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت جان من پردرد است
زین اشک که آتشم به روی آورده است
دی شهد همی خوردم و امروز آتش
تا درد همو خورد که صافی خورده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş