شمارهٔ ۷۲
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت بنده میباید بود
در سوز میان خنده میباید بود
سر میببرند هر زمانم در طشت
پس میگویند زنده میباید بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş