شمارهٔ ۹۸
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
شمع آمد و گفت از سر دردی که مراست
اشک افشانم بر رخ زردی که مراست
هر چند که اشک من ز آتش خیزد
افسرده شود از دم سردی که مراست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş