شمارهٔ ۱۳۰
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
شبی کت غیر هم بزم است اگر بیرون در باشم
از آن بهتر که پیشت باشم و با چشم تر باشم
به پیغامی مرا هر شب نشانی بر سر راهی
که از راه دگر هر جا روی من بیخبر باشم
بشهر آوازه ی لطف تو با هر ناکس افتاده
زهر کس این سخن تا نشنوم ای کاش کر باشم
رقیب از من جدا سازد تو را آخر بهم چشمی
که من هم چشم بر راه تو هر شب تا سحر باشم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş