شمارهٔ ۶۲
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
دایه کت در مهد زر ای سیم تن می پرورد
دشمن جانی برای جان من می پرورد
دلبری دارم که باشد تلخ کامی قسمتم
زان حلاوت ها که در کنج دهن می پرورد
مهرپرور یوسفی دارم که در کنعان حسن
یوسفی هر روز در چاه ذقن می پرورد
آن شه ترکان که دارد قد چو سرو و تن چو گل
سرو در خفتان و گل در پیرهن می پرورد
آسمانم گر کند هم بزم جانان دور نیست
خار و گل را باغبان در یک چمن می پرورد
بی تذرو و بلبل است این باغ کاین دهقان پیر
سرو و گل بهر دل زاغ و زغن می پرورد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş