فصل ۳۱

ب بهاء ولد
0 Altın Yaprak
سؤال کرد یکی که اگر از گناهان که کرده ام استغفار کنم عجب آن گناه از من برخیزد گفتم که تو در خود نظر کن که الله آن گناه را از تو برداشت یا نه معنی این آن است که هرگاه از آن که کرده و استغفار کردی اگر دیدی که آن خصلت اول که گناه کردی از دل تو پاک شد و از تو برفت که دگر گرد آن نگردی و آن گرانی و سیاهی آن از دل تو برخاست بدان که الله تو را آمرزید از آن گناه و اگر همچنان دل تو به آن گناه است و گرانی و سیاهی آن با توست بدان که تو را نیامرزیده است نشان آمرزش آن است که دل تو رقتی یابد و آرامی یابد به طاعت و دلت نفور شود از معصیت و اگر اندکی پریشانی معصیت بر جای باشد و یا سیاه دلی اندکی مانده باشد اندک عتاب الله هنوز با تو باقی باشد و این از بهر آن است تا بدانی که الله تو را به استغفار آمرزید هرگاه ببینی که عقوبت گرفتگی را از روح تو برداشت و تو را کشوفی یا راحتی داد و اوصاف ناخوش را از روح تو برداشت تو را آمرزیده بود اگرچه مجرمان در عالم بسی هستند اما بر حضرت الله شفیعان رحیم دل هم بسی هستند از پیران ضعیف دلشکسته که روی به تجرید و تفرید آورده اند و زهاد و عباد انفاس می شمرند و بر مصلاها نشسته اند ایشان را چون نظر به مجرمان می افتد به مرحمت نگاه می کنند و از تقدیر الله عاجزشان می بینند از حضرت الله عفوشان می طلبند زیرا که خواص حضرت الله همه رحیم دلان اند و نیکوگویان اند و عیب پوشان اند و بی غرضان اند و رشوت ناستانان اند و جفاکشانان اند و آن فرشتگان مقربان آسمان که فراغتی دارند از شهوت و حرص بر عاجزی شهوتیان ببخشایند و بر اسیری حرصشان مرحمت نمایند و استغفار کنند برای مجرمان را هر که را بینی که روی به طاعت آورده است زینهار تا خوار نداری حالت او را گویی که زمان انابت و رغبت کردن به الله چون مقرب الله و خاص الله شدن است زیرا که عذر خطرات فاسده و مجرمه می خواهد و آن خطرات فاسده چون عاصیان اند و خطرات ندم چون شفیع است مر ایشان را که از پس مردن ایشان را رحمت می فرستد تا در حشر مغفور برخیزند اکنون هرگاه که تو از غیر الله باخبر باشی از ریا و صور خلقان و ترس تن و غیر وی تو بنده الله نباشی و مخلص نباشی اگر هیچ چیزی تو را یاد نیاید تو را عقاب نیاید اما اگر الله تو را یاد نیاید معذور نباشی چه عذر آری در تصرف الله نبودی و معلوم او نبودی کرمش پیوسته تو نبود صنعتش از تو دور بود بیداریت نمی داد و خوابت نمی داد هیچ عذری نیست تو را در ترک ذکر الله همچنانکه جهان را یاد می کردی الله را یاد می کن تا آن نقش ها که غیر الله است از تو برود و الله اعلم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.