فصل ۶۱

ب بهاء ولد
0 Altın Yaprak
قال النبی علیه السلام القناعة کنز لا یفنی ای مؤمن هم بدانقدر که از اسباب اکتساب حلال حاصل شود خرسند باش و توکل کن و مترس که اگر در مرادی از این طریق بر تو بسته شود در دیگر بگشاییم به از آنکه هر دری که ازحرام و شبهت نماید بدان که درکه باشد و دام باشد و اگر آن مرغ صبر کند و خور خود را ترک گوید و از آن دانه که در دام است نخورد روزی بر وی کم نیاید و در دام گرفتار نشود اکنون ای مؤمن صدیق بر حلال بسنده کن فخذ ما آتیتک و کن من الشاکرین اگر در نانت مزه نماند در گرسنگی ات مزه دهیم که الجوع طعام الله فی الارض یشبع ه ابدان الصدیقین و اگر در تنت مزه نماند برون سوی تو را مزه دهیم و اگر فربهی ات نماند در لاغری ات مزه دهیم تو همچنان بر جای باش و صبر کن تا چشمه ایوب صابر از زیر پای تو روان کنیم که مغتسل باشد و هم بارد اگر چه چشم در جهان نهاده و الله را نمی بینی مثال تو چنان است که کسی بنایی برآرد و بیاراید و صف ها و جناح ها در برابر یکدیگر برآرد اگر چه اجزای سرای روی به یکدیگر و لکن خداوند خانه را نبینند که درآید و بیرون آید و درون و بیرون عمارت می کند اکنون الله چهار جناح عالم را و صور و خیالات و ادراکات تو را هست کرده است و ر وی در یکدیگر نهاده اند و مشاهده می کنند یکدگر را و چون در و دیواربهشت آگاهی دارند و حیات دارند اما حضرت الله را نمی بینند که چه تصرف ها می کند در عالم و تصرفش را می دانند و حضرت الله یک حضرت بیش نیست و آن آسما ن ها و زمین ها که ملک الله است از آن آسمان مثالی فرستاده اند تا بدانند که معامله با هر کسی چگونه کنند و حق تعظیم الله چگونه به جای آرند و الله را به کدام صفات دانند و به کدام عبارت خوانند و از دور آدم این مثال را تجدید می کرده اند و بر زبان هر رسول منشور را تازه می کرده اند به معجزات و براهین و مؤید کرده بر حسب تفاوت احوال خلقان احوال ایشان می گردانیده اند چنانک خمر پیشینیان را موافق می بود و آخرزمانیان را سکر حرام شد زیرا که ضعیف تر بودند و گرم دماغ تر بودند از خوردن می مر اینها را تیزی و تک و بی باکی و بی صبری حاصل می شود و آدمی را صبر قدر و قیمت می دهد و اخلاق او ر ا نغز می گرداند و گوهر نیک می گرداند چنانکه تاب آفتاب و گرما و سرما و بادهای مختلف میوه های خام را و غوره ی خام را شیرین می گرداند و قدر و قیمت می دهد همچنانکه هرکه را این صبر دادند مرتبه ی قوی دادند و ما یلقاها إلا الذین صبروا و ما یلقاها إلا ذو حظ عظیم و صبر کردن در روزه و نماز و در همه طاعت فواید عظیم دارد و روزه شربت هاضمه ی طعام آن جهانی ست و داروی اشتها آرنده ی نعمت بهشت است و این روزه و همه طاعت ها چون تخمی است که اصل آن را الله به ملایکه مقرب از لوح المحفوظ به فر شته رسانیده است تا پاره از آن تخم های روزه و طاعات به تو رسید چنانکه تخم های جهان را از بهشت آورده اند تا تو این تخم های روزه و طاعات را کجا می کاری و در هوای سموم غیبت می کاری و یا در بادرو خوشی تسبیح می کاری و یا در زمین شوره ی دل پرکین می کاری و یا در سینه خوش بی غش می کاری تا چگونه می کاری چنانکه بکاری همچنان بر برداری اما بسیار تخم باشد که بار برنیارد رب صایم لیس له من صیامه الا الجوع و العطش و الله اعلم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.