کار ما بالا گرفت!
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
شاه نو بر تختگه ماوا گرفت
بار دیگر حق به مرکز جا گرفت
بار دیگر کار ما بالا گرفت
آتش اندر خصم بی پروا گرفت
مجلس سرگشته از نو پا گرفت
کام مفسد مظهر خمیازه شد
شهر ظلم و جور بی دروازه شد
نام آزادی بلندآوازه شد
حمد یزدان جان ملت تازه شد
شکر ایزد کار ما بالا گرفت
آنکه کرد از نیکویی کار وطن
آفرین ها بر سپهدار وطن
آنکه گشت از جان و دل یار وطن
نیز صد تحسین به سردار وطن
زین دو تن کار وطن مبنا گرفت
کار ما ترویج آیین است و بس
زین کشاکش قصد ما این است و بس
کام ما زین شهد شیرین است وبس
ملجوی ما حجت دین است و بس
بود لطف او که دست ما گرفت
روز شادی و سرور است ای بهار
چشم استبداد کور است ای بهار
عیش و شادی از تو دور است ای بهار
هم به تشویقت قصور است ای بهار
زانکه گردون کینه دانا گرفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş