شمارهٔ ۷۸ - دزدان خر
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
شنیدم که دو دزد خنجرگذار
خری را ربودند در رهگذار
یکی گفت بفروشم او را به زر
نگه دارمش گفت دزد دگر
در این ماجرا گفتگو شد درشت
به دشنام پیوست و آخر به مشت
حریفان ما مشت بر هم زنان
که دزد دگر تافت خر را عنان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş