شمارهٔ ۱۵۲ - پایتخت گل
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
در پایتخت ما بگشادند بخت گل
شد پایتخت ما به صفت پای تخت گل
خوشگلتر از شوارع ری نیست کاندروست
صدگونه شکل هندسی از لخت لخت گل
هر گه ستور گام نهد از پی عبور
بر گرد گام هاش بروید درخت گل
گر تختی از بلور نهی برکنار راه
در نیم لحظه اش نشناسی ز تخت گل
گر بخت گل گره خورد از سعی نیم شب
عمال نیمروز گشایند بخت گل
یک رخت پاک باز نماند به شهر ری
گر آفتاب و باد نه بندند رخت گل
گر قصه موجز آمد عیبم مکن ازآنک
سخت است رد شدن ز قوافی سخت گل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş