و دیگر روز چون بار بگسست -و اعیان ری بجمله آمده بودند به خدمت با این مقدمان و افزون از ده هزار زن و مرد به نظاره ایستاده - اعیان را به نیم ترک بنشاندند و امیر -رضي الله عنه- حسن…
و روز شنبه پنج روز مانده از شعبان امیر برنشست و بدشت شابهار آمد با بسیار مردم و در مهد پیل بود و بر آن دکان بایستاد و احمد ینالتگین پیش آمد قبای لعل پوشیده و خدمت کرد و موکبی سخ…
الحکایة در اخبار خلفا خوانده ام که چون کار آل برمک بالا گرفت و امیر المؤمنین هرون- الرشید یحیی بن خالد البرمکی را که وزیر بود پدر خواند و دو پسر او را فضل و جعفر برکشید و بدرجه ها…
شرح احوال علی قهندزی و گرفتاری او در آن نواحی مردی بود که او را علی قهندزی خواندندی و مدتی در آن ولایت بسر برده و دزدیها و غارتها کردی و مفسدی چند مردمان جلد با وی یار شده و کاروا…
شجاعت و دل و زهره اش این بود که یاد کرده آمد و سخاوتش چنان بود که بازرگانی که او را بومطیع سکزی گفتندی یک شب شانزده هزار دینار بخشید و این بخشیدن را قصه یی است این بومطیع مردی بود…
و چون امیر شهاب الدوله از دامغان برداشت و به دیهی رسید بر یک فرسنگی دامغان که کاریزی بزرگ داشت آن رکابدار پیش آمد که به فرمان سلطان محمود -رضي الله عنه- گسیل کرده آمده بود با آن…
و سوم ماه رمضان امیر حاجب بزرگ بلگاتگین را گفت کسان باید فرستاد تا حشر راست کنند بر جانب خار مرغ که شکار خواهیم کرد حاجب بدیوان ما آمد و پسران نیازی قودقش را که این شغل بدیشان مف…
و ازین بزرگتر و بانام تر دیگری است در باب بوسعید سهل و این مرد مدتی دراز کدخدای و عارض امیر نصر سپاه سالار بود برادر سلطان محمود -تغمدهم الله برحمته - چون نصر گذشته شد از شایستگ…
و روز یکشنبه دهم ماه رمضان سنه خمس و عشرین و اربعمایه سیاحی رسید از خوارزم و ملطفه یی خرد آورد در میان رکوه دوخته از آن صاحب برید آنجا مقدار پنج سطر حوالت بسیاح کرده که از وی با…
و امیر از آنجا برخاست و سوی بلخ کشید در راه نامه رسید از سپاه سالار علی که بوری تگین بگریخت و در میان کمیجیان شد بنده را چه فرمان باشد از ختلان دم او گیرد و یا آنجا بباشد و یا بازگ…
و مرا که بوالفضلم دو حکایت نادر یاد آمد در اینجا یکی از حدیث حشمت خواجه بوسهل در دلهای خدمتکاران امیر مسعود که چون او را بدیدند -اگر خواستند و اگر نه- او را بزرگ داشتند که مردان ر…
ذکر رسولان حضرتی که بازرسیدند از ترکستان با مهد و ودیعت و رسولان خانیان که با ایشان آمدند قریب چهار سال بود تا رسولان ما خواجه ابو القاسم حصیری ندیم و قاضی بو طاهر تبانی بترکستا…
چو مرد باشد بر کار و بخت باشد یار ز خاک تیره نماید به خلق زر عیار فلک به چشم بزرگی کند نگاه در آنک بهانه هیچ نیارد ز بهر خردی کار…
روز شنبه نیمه این ماه نامه غزنین رسید بگذشته شدن امیر سعید رحمة الله علیه و امیر فرودسرای بود و شراب میخورد نامه بنهادند و زهره نداشتند که چنین خبری در میان شراب خوردن بدو رسانند د…
و بدان وقت که امیر محمود از گرگان قصد ری کرد و میان امیران و فرزندان او مسعود و محمد مواضعتی که نهادنی بود بنهاد امیر محمد را آن روز اسب بر درگاه اسب امیر خراسان خواستند و وی سوی…
15 / 229 gösteriliyor