غزل شمارهٔ ۱۹۱۰
ب بیدل دهلوی
0
Altın Yaprak
مگو پیام وفا جسته جسته دارد رنگ
هزار نامه به خط شکسته دارد رنگ
به عالمی که خیال تو می کند جولان
غبار هم چو شفق دسته دسته دارد رنگ
هوای وادی شوق تو بسکه گلخیز است
چو شمع خار به پاگر شکسته دارد رنگ
نه گل شناسم و نی غنچه این قدر دانم
که جلوه تو به دلهای خسته دارد رنگ
هوس هزارگل و لاله گو بهم ساید
کفت همان ز حنای نبسته دارد رنگ
برون نرفته زخود سیر خود چه امکانست
شرار در گره رنگ جسته دارد رنگ
طرب پرستی از افسردگی برآ بیدل
که شعله نیز ز پا تا نشسته دارد رنگ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş