بخش ۳ - مثنوی
ع عراقی
0
Altın Yaprak
عکس هر مویت ای بت رعنا
در دماغم رگی است از سودا
از وصال قد تو ای دلدار
نیست جز گیسوی تو برخوردار
فرق کردن به چشم سر نتوان
موی فرق تو را ز موی میان
شد دلم تا شدم گرفتارت
به طمع طره های طرارت
موی زلفت فراز عارض خوش
سوخت ما را چو موی در آتش
ای ربوده دلم به پیشانی
الحق آن نیز هم به پیشانی
نور ماه است یا شعاع جبین
شمع پروانه سوز یا پروین
مانده زان غمزه در شگفتم من
هست بیمار و مست و مردافکن
رخ تو خسته جان تواند دید
چون بدین دیده آن تواند دید
لب لعلت که روح بخش دل است
برگ گل از لطافتش خجل است
عاشقان تو پاکبازانند
صید عشق تو شاهبازانند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş