غزل شمارهٔ ۱۹۳
ع عراقی
0
Altın Yaprak
من که هر لحظه زار می گریم
از غم روزگار می گریم
دلبری بود در کنار مرا
کرد از من کنار می گریم
از غم غمگسار می نالم
وز فراق نگار می گریم
دوش با شمع گفتم از سر سوز
که من از عشق یار می گریم
ماتم بخت خویش می دارم
زان چنین سوکوار می گریم
با چنین خنده گریه تو ز چیست
کز تو بس دل فگار می گریم
داشتم گفت دلبری شیرین
زو شدم دور زار می گریم
چون عراقی حدیث او بشنید
زارتر من ز پار می گریم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş