غزل شمارهٔ ۱۹۹
ع عراقی
0
Altın Yaprak
خیز تا قصد کوی یار کنیم
گذری بر در نگار کنیم
روی در خاک کوی او مالیم
وز غمش ناله های زار کنیم
به زبانی که بیدلان گویند
رمزکی چند آشکار کنیم
هجر او را که جان ما خون کرد
به کف وصل در سپار کنیم
حاش لله کزو کنیم گله
گله از بخت و روزگار کنیم
ما اگر بر مراد او سازیم
ترک تدبیر و اختیار کنیم
زود پا در بساط وصل نهیم
دست با دوست در کنار کنیم
چون لب یار شکرافشان شد
ما به شکرانه جان نثار کنیم
عشق رویش چو پرده برگیرد
گر نمیریم پس چه کار کنیم
از عراقی چو رو بگردانیم
روی در روی غمگسار کنیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş