شمارهٔ ۶
ع عبدالکریم اشراق بیرجندی
0
Altın Yaprak
محفل افروز ازل غیر رخ یار نبود
پرتو عشق به هر کوچه و بازار نبود
وادی طور تجلی ز رخ یار نداشت
موسی از شوق نظر طالب دیدار نبود
حسن یکتای ازل پرده پندار نداشت
کار بر اهل نظر اینهمه دشوار نبود
آفتاب رخ معشوق جهانتاب نگشت
عکس او در دل هر ذره نمودار نبود
میل شکرشکنی طوطی هر نطق نداشت
روبرو یک صنم آینه رخسار نبود
گردش چشم بتان غمزه مستانه نداشت
عاشقان را خبر از نشیه سرشار نبود
معبد شیخ و برهمن حرم و دیر و کنشت
دام تزویر و ریا سبحه و زنار نبود
کلک اشراق گهر سنج در اسرار است
در جهان هیچ کسش محرم اسرار نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş