فصل ۴
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
اگر این معنی در بتکده روی نماید روی به بت باید آورد و زنار گاه گاه بر میان وقت باید بست و از غم برست و به یقین باید دانست که عاشق گرانمایه سبک رو را هر چیز که جز معشوقست حجاب راه معشوقست
کعبه و بتخانه حجابند و بس
روی دلم سوی رخ یار کو
قبله بدل گشت درین ره مرا
خیز بگو قبلۀ کفار کو
ای عزیز چون خطاب مستطاب جاء الحق و زهق الباطل وارد گشت بتان مکه از لذت بشارت ظهور نور حق در روی افتادند خروا له سجدا
تا قبلۀ عشاق جهان روی تو شد
روی بت و بتگران همه سوی تو شد
چوگان سر زلف تو رهبان چو بدید
انگشت برآورد و یکی گوی تو شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş