فصل ۴۰
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
اگر عاشق خواهد که به قوت خود به عالم معشوق رسد محال بود مثال او چنان بود که مورچه ای از هند قصد مکه کند و به پای ضعیف خود راه بریدن گیرد محال بود که برسد اگر خود را بر بال کبوتری تیز پر بندد تا او را به یک روز به حرکات اجنحه مطهره خود به مقصد او رساند وصول او به مقصد او محال نبود ای برادر تو آن مور ضعیفی که از هند امکان قصد مکه مقدسه کرده ای اگر به پای ضعیف بشریت سر در بیابان بی پایان بی خودی نهی و خواهی که برسی محال است محال بلکه ضلالت است و ضلال
راهی که فرشتگان در آن پا ننهند
آن راه به پای خود بریدن نتوان
اگر سعادت مساعدت نماید مورچه ی وجود خود را بر شاهباز وکر قویت کذا که عشقش خوانند بر بند که او آنجایی است برای اکمال ناقصان عالم طبیعت اینجایی شده است تا ترا برساند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş