فصل ۵۰
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
عاشق را آن نیکوتر که خویشتن دار بود و کشندۀ یار بود زیرا که روزی بار بود اما رهگذر آن بردار بود
گر رهگذر عشق تو بردار بود
آسان بود ای پسر نه دشوار بود
از خارچه باک باشد آن را که ورا
معشوق دلش میان گلزار بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş