فصل ۸۲
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
آدمی زاد را همین سعادت بس بود که در محبوبی پیش بود یحبهم در عقول ثابت است که قوت فاعله را قوت قابلۀ عشق زیادت است زیرا که در انتظار ظهور اوست و او جز بهنگام معلوم خود سر از بالین فطرت برنیارد و این سری عظیم است بذوق معلوم شود آنچه گویند عاشق جمال طلبد تا در کار آید راستست اما بحقیقت جمال عاشق طلبد تا در گفتن اسرار آید کنت کنزا مخفیا لم اعرف فاحببت ان اعرف سر این معنی است
عاشق طلبد جمال تا بگدازد
در هستی او لطیفۀ پردازد
در پیش خودش بدارد و بنوازد
وز دیده برون رود وفامی بازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş