شمارهٔ ۱۶۷
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
محتسب گر به در میکده مانع نشود
رند میخواره به صد عربده قانع نشود
یار چون در ره میخانه قدم پیش نهد
کیست کان راه و روش بیند و تابع نشود
اصل این ذره سرگشته هم از خورشید است
هم بدان اصل محالست که راجع نشود
راه باریک فنا تیزتر از شمشیر است
قطع این مرحله بی حجت قاطع نشود
عاشق از روی نکو در نظری فهم کند
آنچه معلوم به صد شرح مطالع نشود
سعی در کار تو دارند دلا دشمن و دوست
نگران باش که رنج همه ضایع نشود
لب فرو بند فغانی و در دل مگشای
که به تیزی زبان دفع موانع نشود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş