شمارهٔ ۴۵۱
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
هر سخن کز وصف آن لب های میگون بشنوم
گوش دارم تا هم از لعل تو مضمون بشنوم
بس که مشتاقم اگر وصف ترا گوید کسی
گرچه غیرت سوزدم خواهم که افزون بشنوم
تاب دیدارت ندارم طاقت گفتار هم
از درون می گو سخن تا من ز بیرون بشنوم
چاره درد دلم چون نیست در دست حکیم
کی شفا یابد اگر صد درس قانون بشنوم
خوش تر آید از نوای عشرتم در گوش جان
ناله دردی که از دل های محزون بشنوم
بس که از عشق تو فریاد فغانی شد بلند
زود باشد کاین صدا از چرخ گردون بشنوم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş