شمارهٔ ۵۱۱
ب بابافغانی شیرازی
0
Altın Yaprak
جان شهید عشق بجانان سپرده به
هر زنده یی که کشته او نیست مرده به
بی داغ آرزوی تو اصحاب درد را
نام و نشان ز صفحه ی هستی سترده به
از سبحه گر مراد نه تکبیر ذکر اوست
گر عقد گوهرست یقین ناشمرده به
هر کس که جان بدوستی گلرخی نداد
نامش میان اهل محبت نبرده به
فریاد بلبلی که شود گرم ازو گلی
در گوش اهل درد ز وعظ فسرده به
هر جام می که نوش لبی امتحان نکرد
گر آب زندگی بود آن می نخورده به
ای شاه عاشقان چو رسی بر بساط قرب
پایت بخون کشته فغانی فشرده به
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş