شمارهٔ ۱۵۶ - تتبع خواجه
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
شب که آمد مست آن مه توبه کاران را چه شد
من اگر مردم بگو شب زنده داران را چه شد
چون برون آمد نه دل بگذاشت نی عقل و نه دین
گر به رندان زد بلا پرهیزکاران را چه شد
مردم از مخموری و جام شرابم کس نداد
زاهد ار معذور باشد میگساران را چه شد
ظلمت هجرم عجب تیرست در دشت فراق
لمعه های برق وصل کوهساران را چه شد
یک گل خندان که امسالم ز باغ دل نروست
گریه بر حالم نکرد ابر بهاران را چه شد
شعله ای نفتاد در دلهای ما افسردگان
صیحه مستی رسان هوشیاران را چه شد
فانیا از جور یاران زمان غمگین مباش
یار خود کی بودت ار گویی که یاران را چه شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş